تبليغاتX
قازقلنگ

قازقلنگ

بیا تو تا بهت بگم

tt

+نوشته شده در 87/08/25ساعت18:9توسط تینا | |

سلام من وبلاگمو به این آدرس منتقل کردم .

http://tinijoon.persianblog.ir/

 

دیگه اینجا آپ نمی کنم . بای بای

+نوشته شده در 87/07/16ساعت19:45توسط تینا | |

                        PiSheeEe

+نوشته شده در 87/07/07ساعت20:17توسط تینا | |

ای ول همه چیز درست شد . من هم رفتم تو کلاس رفقا . چه حالی داره ولی خب همون گروه پیارسال رو نداریم اما همینشم که هستیم خوبه . معلمای امسال رو هم آمارشون رو می دم بعد 4 روز که از مدرسه گذشته فقط 2 تا درس بهمون دادن . فامیلای عجیب غریبی هم دارن ولی بذار با همشون که آشنا شدیم توضیح بدم . آرام هم نیومد شیفت ما ( از بس خره ) ....  .

---------------------------------------------------

راستی به مناشبت بازگشایی مدارس موزیک وبلاگ تغییر کرد .

+نوشته شده در 87/07/07ساعت20:10توسط تینا | |

سلام چه خبر ؟ از من که خبری نبود . ولی حالا هست . روز اول مدرسه اول دبیرستان چنان ضدحالی بود که ...........

خیلی حالمو گرفتن . مثلا می خواستیم با رفقا تو یه کلاس باشیم . نیروانا و هدیه و پرستو تو یه کلاس6  ، من تو کلاس 5 . بهناز تو کلاس 19 .

اونم چه کلاسی یه مشت بچه مثبت و حزب الله + بچه های خلف. مذهبی ها که حسابشون جداس ولی مجموعه بکس خلف ={دو نفر سیگاری ، یه دختر فراری ، یه نفر  با معدل 8 ، یکی با سی دی های ..... ، یه نفر که 4 بار به دلایلی اخراج شده و 4 تا مردودی که دومین باره که میان سال اول } خیلی وحشتناکه ولی یه چیز جالبی که هست اینه که یه نفر با معدل 20 رو گذاشتن تو کلاس ما . وقتی معدلشو خوندن همه برگشتن از تعجب نگاش کردن فقط 4 تا 19 به بالا تو کلاس داریم که من هم جزو شونم . مدرسه عجیبیه همه رقمه توش موجوده یه نفر هم بود که صورتش کامل سوخته بود ولی رنگ برنزه داشت و ابرو هاشو تتو کرده بود

یه چیز غیر منتظره دیگه این که یکی از برو بکس والیبال سال قبل رو به خاطر تقلب تو امتحان مردود کردن ! عجب دعا کنین من برم تو کلاس رفقا تا تو این باغ وحش نمونم تا اخبار بعدی بای بای

+نوشته شده در 87/07/03ساعت21:9توسط تینا | |

سلام خوفین ؟ امروز یه تست هوش گذاشتم . جواباشم نمی گم  باید جواب سوالا رو برام کامنت بزاری تا سطح آی کیو ت رو بهت بگم + جواب اصلی . باید تو 5 ثانیه جواب بدی  . آسونی سوالا گولت نزنه ! تقلب نکنی ها !

 

1 . بعضی از ماه ها 30 روز دارن بعضی 31 روز چند ماه 29 روز داره ؟

2 . اگر دکتر به شما 3 قرص بده و بگه هر نیم ساعت 1 قرص بخور چقدر طول می کشه تا تموم قرص ها خورده بشه ؟

3 . من ساعت 8  رفتم لالا ساعتم رو کوک کردم تا 9 صبح زنگ بزنه . وقتی با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شم چند ساعت خوابیدم ؟

4 .  عدد 30 رو به نیم تقسیم کن و عدد 10 رو به حاصل اون اضافه کن جواب چه قدر میشه ؟

5 . مزرعه داری 17 گوسفند زنده داشت تمام گوسفند هاش به جز 9 تا مردند . چند گوسفند زنده براش باقی مونده ؟

6 . اگه تنها یه کبریت داشته باشی و وارد یه اتاق سرد و تاریک بشی که در آن یه بخاری نفتی  یک چراغ نفتی و یه شمع باشه اول کدومشون رو روشن می کنی ؟

7 . فردی خانه ای ساخت که هر چهار دیوارش به سمت جنوب پنجره داره . خرسی بزرگ به این خونه نزدیک میشه حالا این خرس چه رنگیه ؟

8 .  اگر 2 تا سیب از سه تا سیب برداریم چند سیب داریم ؟

9 . حضرت موسی از هر حیوون چند تا با خودش به کشتی برد ؟

10 . یه خرگوش سفید تو قطب زندگی میکنه و یه خرگوش قهوه ای تو بیابون کدومشون زودتر طعمه ی شکارچی می شن ؟

 

+نوشته شده در 87/06/22ساعت12:43توسط تینا | |

آخیش رسیدیم  . هیچی مثل خونه خود آدم نمی شه . تو اتوبوس فیلم توفیق اجباری رو گذاشتن که اونو تو سینما دیده بودیم . تازه تلویزیونش هم خراب بود بعدش پارک وی  رو گذاشت که اونم سی دیش خراب بود ( از شانس من ) . بزار یه نقدی هم ازش بکنیم : به نظر من نیما شاهرخ شاهی با ( این که خیلی خوش تیپ و خوش قیافه بود ) بهش نمی یومد نقش کوهیار رو بازی کنه بعضی وقتا  یه خورده قیافش مظلوم می شد  خیلی دلم براش سوخت آخه دست خودش که نبوده می زده آدم می کشته . البته همه می دونن پشت صحنه فیلما چی می گذره ! خب بهتره وارد این بحثا نشیم  به اندازه کافی درباره فیلما نقد می نویسن . الان که دارم می نویسم بارونه . خبر بدی هم که امروز برام رسید اینه که دوستم مهسا  از قبل تو مدرسه شاهد ( که مال مذهبی هاست )  ثبت نام کرده بود بر خلاف میلش ولی بعد اومد مدرسه ای که رفقا جمعیم توش حالا بهش گفتن تو مدرسه شاهد امتیاز آوردی باید بره شاهد . حالا من موندم و آرام . ولی انقدر پیارسال و پارسال سر به سرش گذاشتیم که می ترسه با من هم کلاس باشه ولی شاید راضی شد ( که باید بشه ) خب زیادی چشت درد گرفت با این رنگ هویجی بعدش برو خود همویجو بخور تا چشات خوب بشه .

+نوشته شده در 87/06/16ساعت19:51توسط تینا | |

آخیش دو روز دیگه می ریم خونه ..........راحت می شیم از این گرما . تابستون امسال اصلا بهم خوش نگذشت خیلی مزخرف بود ولی فعلا بیخی شین . راستی امروز می خوام یه فیلم خیلی خیلی خیلی خیلی +24 ....رو براتون تعریف کنم .

.

.

.

.

.

.

.

 

Wanted

.

 

.

.

.

.

.

با بازی زیبا و حیرت آور آنجلینا جولی . اسم فیلم تحت تعقیبه . ماجراش هم درباره یه کارمند ساده است که نمی دونسته پدرش یکی از معروف ترین و حرفه ای ترین تیر اندازاست . این خبر رو آنجلینا جولی و رئیس باند به ش می گه و زندگیشو دگرگون می کنه و احساس می کنه که می تونه مثل پدرش حرفه ای باشه و.............. وجود صحنه های خیلی خیلی هیجان انگیز این امکان رو به ما می ده تا افسوس بخوریم  که سینمای سه بعدی نداریم . توی سه بعدی خیلی چیز توپی میشه . ولی ما باید با همون دی وی دی ببینیم ولی آنجلیناجولی خیلی شاهکار ه مخصوصا تو این فیلم . اینو حتما ببینین تا فیلم بعدی بای بای .............

 

+نوشته شده در 87/06/12ساعت11:43توسط تینا | |

 

هه هه هه  ...... برنامه شوک رو دیدین از کانال ۳ ؟ ساعت ۲۲:۲۰  گذاشت . خیلی توپ بود

 

برای اولین بار در ایران شاهد پخش قسمتی از کلیپ های  پدر

 

 رپ پارسی هیچکس و جناب رضا پیشرو بودیم .

 

ولی یه قسمتی از فحش هاشو سانسور کردن ( بیییییییییییییب

 

رضا داشت از رو کاغذ شعر هارو می خوند هیچکس هم نشسته بود رو یه سکو  آشپزخونه باهاش هم خوانی می کرد ......

 

البته اصل برنامه درباره انحرافات جوانان و نوجوانان جامعه عزیز مان بود . یه چرت و پرت هایی هم درباره شیطان پرستا می

 

گفتن .........

 

تازه

 

این برنامه ادامه داشته بید ..................

 

+نوشته شده در 87/06/06ساعت10:36توسط تینا | |

اه خسته شدم از بیکاری هم دلم می خواد برم مدرسه هم دلم می خواد تعطیل باشیم . از شانس مزخرف من . من و مهسا امسال تو یه شیفت نیستیم .اون شیفت صبح من شیفت بعد از ظهر . وقتی رفتیم ثبت نام کنیم گفتن شیفت صبح جا نداره حالا مهسا میگه من دیرتر از شما رفتم منو انداختن تایم صبح . یه چیز گند دیگه اینه که مانتو مون قهوه اییه .ایییییییییی !!! حالم به هم میخوره از رنگ قهوه ای البته شکلاتی نیست .  بیخیال دیگه دوست ندارم تابستون بیام خوزستان قبلا اینقدر گرم نبود الان اگه تخم مرغ بذاری رو آسفالت نیمرو میشه حتی احساس می کنم کفشم از گرما در حال ذوب شدنه تازه یکم هم نرم شده . راستی بازی دوبله هری پاتر 5 رو گرفتم . قبلا که انگیلیسیشو داشتم هم می فهمیدم چی میگن ولی نمی دونم زد به سرم که فارسیشو بگیرم . ولی یه چیزی که خیلی منتظر اومدنش هستم یکی فیلم هری پاتر 6 دومی فیلم وانتده که آنجلینا جولی توش بازی کرده خیلی فیلم توپیه شما هم اگه جایی دیدین حتما دی وی دی شو بگیرین . خب من برم فعلا بای بای

+نوشته شده در 87/06/03ساعت11:52توسط تینا | |

سلام خوفين ؟ چه خبر ؟ مسافرت رفتين ؟ من الان از خوزستان دارم آپ مي كنم . خيلي گرمه به قول كيانوش تو برره : يكي به من بگه من چرا تو اين خراب شده موندم . فكر كنم مردم اينجا هم سيصد بار اينو گفتن . هر سال كه مي يايم گرم تر مي شه . حالا بزار تعريف كنم اين چند روز كه آپ نكردم زنده نبودم . يعني انقدر رو اعصابم جفت پا رفتن كه ديگه ...............

يادم رفت بگم . اين چند روز عموم اينا اومده بودن خونه مون با زلزله (پسر عموم) . اسمش عرفانه . انقدر انرژي زياد داره كه يه جا بند نمي شه . يهو ديدي از ديوار بالا مي ره . البته دست خودش نيس ولي يه هوشي داره كه همه توش موندن . حافظه اش هم خيلي خوبه . 20 گيگابايته . ! بدبختي اينه كه نقطه ضعف هم نداره كه ساكتش كني .از هيچي هم نمي ترسه حتي اگه بخواي مار و عقرب رو تو دستش نگه مي داره . هرچي كه مي بينه مي خواد اسباب بازي هايي كه تازه مي خره 2ساعت بيشتر سالم نمي مونن . كافيه يه جا كامپيوتر ببينه خونه رو رو سرش مي زاره . من هم حسسسسسساس .............جونم به كامپيوتر بسته اس . هر وقت هم چيزي مي خواد بهش نمي دن تيك عصبي مي گيره هي نشسته كمرشو خم و راست مي كنه . حال نشسته رو مبل داره تيك عصبي مي زنه بعد از 5 دقيقه مي بيني مبل رفته 3 متر اون ور تر .......

بعد اعصاب بابام هم خورد ميشه به من ميگه اينو ببر يه جا مشغولش كن مي گم مگه تلفنه كه مشغولش كنم بازي اكشن پسرونه ندارم كه بزارم بازي كنه .( خالي بستم ) . بابام هم پا ميشه ميره بازي اكشن 17 سال به بالا مي خره . مي گم بابا اين چيه ؟ ميگه بزار بمونه توش گير كنه نياد اين قدر سر و صدا كنه . حالا رفته بازي ميكنه داد و فرياد : اين بازي دشمن نداره من كيو بكشم ؟ آخه بيچاره دست خودش نيست رفتن دكتر گفته بايد يه كم سنش بره بالا الان فقط 4 سالشه . بعضي وقتا بيكار ميشه مي بيني نشسته يهو رفتارش 360 درجه تغيير مي كنه انگار كنترل خودشو نداره انگار اصلا خودش نيست چنان شيطون ميشه كه كسي نمي تونه جلو شو بگيره هرچي مي بينه خراب مي كنه . يه بار از لج من رفت مانتومو گاز گرفت . يه بار هم همه غذاي تو بشقابشو رو فرش خالي كرد . بعد دوباره به حالت عادي در اومد انگار نه انگار كار بدي كرده باشه آروم مي شد . حالا با اين وعض قفل اتاق من خراب بود نمي تونستم آپ كنم .بعدش هم قرار شد با عموم اينا بريم خوزستان كه ديگه هيچي ..........

تمام دست و پاي عموم و زن عموم از مشت و لگد عرفان كبود و سبز شده بود . مثلا وسط جاده ياسوج كه خطري بود يهو مي پريد بغل عموم موهاشو مي كشيد . تو اين وضع من فكر مي كردم تو ماشين آروم ميشه كتاب آورده بودم شاهنامه بخونم هيچي مگه گذاشت بخونم ! وقتي رسيدم خونه مادربزرگم نفس راحت كشيدم ديگه حتي وقتي اسمشو مي يارن حالم گرفته ميشه .تازه فقط 6 روز خونمون بودن . دلم براي عموم اينا مي سوزه خيلي اعصابشون داغون ميشه ولي عموم به شوخي ميگه بزار بره تو طبيعت شايد باد ببرتش راحت شيم از دستش . آخه رفته بودن طالقان باد شديدي هم مي يومد . راستي يادم رفت بگم . وااااااااااااااي .......

تو همين سفر مون به طالقان دوربينم گم شد تمام عكسام هم توش بود . دوستام مي گن برو كه معروف شدي فردا عكساتو ملت بلوتوث مي كنن ولي من وقتي يادم مي يوفته خنده م مي گيره نمي دونم چرا ....... شايد همين دور و برا باشه وگرنه اگه اين طور نبود از نگراني مي مردم . دعا كنين پيدا بشه لااقل از متلك هاي دوستام راحت بشم .

+نوشته شده در 87/05/28ساعت21:23توسط تینا | |

ووووووووووووای عجب افتتاحیه توپی بود  ها . من هم زمان هم از کانال 3 می دیدم هم از کانال الشرقیه . خیلی عالی بود حالا یه جوری تعریف می کنم انگار خودم اونجا بودم  . ولی خداییش خیلی ایران ضایع شد . داشتیم می دیدیم از شبکه الشرقیه که یه دفه یه داف چینی اومد وسط واسه رقص می دونین که تلویزیون ایران با چند ثانیه تاخیر سانسور می کنه. هیچی اینا مثل اینکه حواسشون نبوده یهو خانمه با لباس ناجور می یاد می رقصه و اینا دیر سانسور می کنن . یه لحظه مجریه موند  . اه این چیه .؟ من که غش کردم از خنده   مثل این بود که معجزه ای رخ داده باشه .

+نوشته شده در 87/05/18ساعت21:10توسط تینا | |

+نوشته شده در 87/05/15ساعت12:53توسط تینا | |

می دونستین بازیگر نقش ولدمورت (توی هری پاتر ) رالف فاینس رو می گم . از کجا آوردن ؟ رالف فاینس تو کارنامه اش توی فیلم فهرست شیندلر نقش خیلی اکشنی رو بازی کرده . نقش یه فرمانده آلمانی زمان جنگ جهانی دوم رو داره . اسم فرمانده آمونه . این یارو تو اردوگاه کشتار یهودیا ست . بعضی وقتا همینطوری بی دلیل هرکی از کنارش رد می شه رو  می کشه . بعد از صبحانه تفریحش اینه که یا اسلحه دوربین دار یهودیا رو هدف قرار بده و بترسونه و در آخر بکشه . ولی تو این فیلم بعضی وقتا خیلی خوشگل میشه مثل ولدمورت نیست که کچل باشه و بینی نداشته باشه . خیلی جالبه که ولدمورت رو به جای یه فرمانده آلمانی ببینین . مثل این می مونه که جوونی هاش باشه . ولی خداییش خیلی اکشن شده ها ! !! بهتون توصیه می کنم این فیلم رو دوبله ببینین چون خیلی تند حرف می زنن نمی شه زیر نویسشو خواند . ولی عجب چیزی بود ها من خودم شانسی فیلم رو دیدم نمی دونستم رالف فاینس توشه کم کم شک کردم گفتم اه ه ه ه ه  این یارو چه قیافه آشنایی داره بعد اسمشو تو لیست خوندم کف کردم . صداش اصلا مثل صدای ولدمورت نیست .     ! ! !

+نوشته شده در 87/05/14ساعت20:8توسط تینا | |

سلام بچه ها خوفین ؟ وای من دیشب تیزر تبلیغاتی فیلم هری پاتر 6 رو دیدم . کانال وی او ای( صدای آمریکا) گذاشته بودش خیلی باحال بود دنیل چه قدر ناز شده یه صحنه ای هم از جینی گذاشته بود که ربدوشامبل سفید پوشیده بود و یهو یه چیزی ( چوبدستیش فکر کنم ) از دستش می یوفته فقط دلم می خواد مالفوی رو ببینم .

+نوشته شده در 87/05/10ساعت15:55توسط تینا | |

سلام خوفین ؟ چه خبر ؟ من خیلی دلم واسه امتحانات تنگ شده آخه انقدر تو تقلب کردن استاد بودیم که دیگه واسمون شده بود یه تفریح . یه بار سر امتحان تاریخ آخر ترم من و نیروانا با هم تقلب می کردیم نیروانا پشت من نشسته بود دبیر مراقبمون هم خر بود من همین جور داشتم با نیرونا مشورت می کردم یهو جواب یه سوال اشتباهی از دهنم پرید بیرون سوتی دادم یادم نمی یاد چی گفتم ولی خیلی خنده دار بود نیروانا نتونست جلو خودشو بگیره زد زیر خنده هر هر هر من هم از این حرکت ناگهانی شوکه شدم دو متر پریدم بالا و سیخ نشستم نیرونا بیشتر خندید . مراقبمون که تقریبا خوابش برده بود پرید بهمون : چه خبره ؟ چی شده ؟ نیروانا به دروغ گفت هیچی داشت دستشو میاورد بالا که از شما سوال بپرسه دستش رفت تو چشش . منظورنیروانا من بودم . من هم برا این که ضایع نشه چشمم رو گرفتم . خیلی خنده بود تو این جور مواقع مغزمون خیلی تند کار می کنه و بهونه تراشی می کنه  یه بار هم که امتحان آخر ترم حرفه داشتیم . پشت خط کش نیروانا می نوشتیم جوابارو نیروانا خط کشو جا گذاشته بود ما هم از 12 درس فقط 4 درسو خونده بودیم . هیچی دیگه عین جت جا ی مداد نوکی یکی از بچه هارو گرفتم توش کاغذ گذاشتم بعد نیروانا کاغذو داد به یکی برامون همه جوابارو نوشت ولی یه ضایع بازی این وسط شد  یه سوالی جوابش می شد سوسک چوب خوار نیروانا بد خط نوشته بود من فکر کردم نوشته سوسک خار این اشتباهو کردم ولی جالبه که هیچکس نفهمید من نمی دونم این تصحیح کننده ها چشم دارن یا نه 5 نفر برگه های امتحان نهایی رو صحیح می کنن . حتما فکر کردن هول شدم چند حرف رو جا گذاشتم .

+نوشته شده در 87/05/08ساعت17:3توسط تینا | |

سلام چهخبر ؟ امروز می خوام  بدترین معلمی رو که تا حالا داشتم رو معرفی کنم اسمش رو هم می گم . عمدی هم می گم اسم کوچیکشو یادم نیست ولی فامیلش میزانی بود . این میزانی معلم تاریخ اجتماعی جغرافی سوم راهنمایی ما بود قدرت آروم کردن کلاس رو نداشت هرچی داد می زد بچه ها خر هم حسابش نمی کردن در صورتی که یکی از معلم های باحالمون خانم فرخ نیا با یه نگاه می تونست کلاس رو ساکت کنه . حالا میزانی بچه ها ساکت نمی شدن می گفت من درس نمی دم مگه این ساکت باشین  باز بچه ها ساکت نمی شدن چون انقدر بد درس می داد که هیچ کس بهش گوش نمی کرد . بعد می گفت سوالای درس رو هم بهتون نمی دم باز بچه ها حرف می زدن چون اصلا سوال ندادن میزانی برامون اهمیتی نداشت می رفتیم از کلاسای دیگه می گرفتیم . دیگه اون روی سگش که بالا می اومد می گفت هرکی یه کلمه حرف بزنه براش منفی می زارم . این دفه همه ساکت شدن . حالا وسط سوال دادن یه بار من از مهسا پاک کن خواستم . گفتش شما میز چهارم چرا حرف می زنی ؟ الان یه 0 بزارم حالت جا می یاد . 0 رو گذاشت من هم بهش پوزخند زدم . اخم کرد . کلاس که تموم شد رفتم پیش مدیر ازش شکایت کردم مدیر گفت با این یکی بدو نکنین که مشکل داره خیلی ها ازش شاکی هستن ما مجبوریم نگهش داریم چون معلم برا این درس دیگه نداریم سعی کنین بهونه دستش ندین . چند ماه بعد یکی از دوستام  سرش درد می کرد می خواست بخوابه . سرش رو گذاشت رو پای یکی از بچه ها . میزانی دید . یه دعوایی راه انداخت که نگو  . فلانی یعنی چی که این کارو کردی ؟ مگه اینجا رخت خوابه خجالت بکش الان یه 0 برات می زارم خیلی داری شیطنت می کنی . نماینده پاشو این فلانی رو ببر پیش ناظم تا حساب کار دستش بیاد که دیکه روی  کسی نخوابه . اینو که گفت همه خندیدن یه لحظه فهمید چی گفته سرخ شد گفت خفه شین ! یعنی چی ؟ انقدر ضایع شد که تا دو همفته همه ازش می خندیدن خبر تو مدرسه پخش شده بود . حالا که سال تموم شده از دستش راحت شدیم از یکی از بچه های اول راهنمایی شنیدم که سوالای امتحان آخر ترم رو فروخته انقدر حال کردم آخه خیلی خره رفته سوالارو به یه نفر ارزون فروخته اون یه نفر هم برداشته سوالارو برا همه اولا کپی کرده همه 20 شدن .

+نوشته شده در 87/05/06ساعت20:4توسط تینا | |

+نوشته شده در 87/05/06ساعت18:13توسط تینا | |

سلام خوفین ؟ این مدت که آپ نکردم مسافرت بودیم . خیلی دلم واسه وبلاگ بازی تنگ شد .

+نوشته شده در 87/05/06ساعت17:44توسط تینا | |

سلام خوفین ؟ چه خبرا ؟ من که دارم می میرم بازی مورد علاقه من جی تی ای 5 تو کامپیوترم نمی یاد ( نه که قبلا می یومد ! ) گرافیکش نمی خوره گرافیک کامپیوتر من مخصوص فیلم و تدوین و  این حرفاس یه گرافیک دیگه گرفتم ولی به سیستم نخورد حالا دوباره گرافیکشو بردم عوض کنن دارم دیوونه میشم یه ماه از تابستون گذشته و من جی تی ای 5 رو بازی نکردم شاید باورتون نشه ولی تو خرداد ماه یه روز قبل از امتحان ریاضی جی تی ای 4 رو تموم کردم از اون موقع تا حالا منتظرم آخه جی تی ای خیلی اعتیاد آوره . راستی یادتونه فیلم بیل را بکش رو معرفی کرده بودم ؟ تو یه مجله خوندم که جزو یکی از فیلم هایی شده که باید قبل از مرگ ببینین شرک هم همین طور + ارباب حلقه ها و فیلم هزارتوی پن . هزار توی پن داستان یه پرنسس است که زیر زمین زندگی می کنه و دوست داره بیاد روی زمین پیش انسان ها آخرش هم میاد و نور خورشید باعث میشه کور بشه و کم کم بمیره چند سال بعد روح دختره دوباره تو یه جسم دیگه و یه جای دیگه تو بدن یه انسان به وجود می یاد و ماجرا های دیگه ای براش پیش می یاد . این فیلم از اون فیلمای علمی تخیلی نیست یه فیلم شاهکاره و صحنه های اکشنش خیلی خفنه این هم جزو فیلم هاییه که قبل از مرگ باید ببینین موزیک فیلم هم خیلی عالیه . راستی تماشاگرا بعد از دیدن این فیلم به مدت 20 دقیقه کف زدن باورتون میشه ؟ 20 دقیقه .!!  درباره نسوخ هم که می دونین یعنی روح انسان ها چندین بار به دنیا می یاد و هر بار هم تو بدن افراد مختلف و تو مکان های مختلف اگه به این سایت که می گم برین نشون می ده که روح شما قبلا تو بدن چه کسی بوده و شخصیت قبلی تون چه جوری بوده برای من درست دراومد . نوشته بود من قبلا یا دریانورد بودم یا جادوگر ( با توجه به این که من به جک اسپارو .و هری پاتر علاقه زیادی دارم معلومه از اون موقع تاثیر گرفتم ) برای این که بفهمین قبلا چه کسی بودین باید تاریخ تولدتون رو به تاریخ میلادی تبدیل کنین و به سایت بدین تا بهتون بگه چی بودین البته باید انگلیسی بلد باشین .

 

 

 

http://thebigview.com/pastlife

+نوشته شده در 87/04/29ساعت14:29توسط تینا | |