سلام خوفين ؟ چه خبر ؟ مسافرت رفتين ؟ من الان از خوزستان دارم آپ مي كنم . خيلي گرمه به قول كيانوش تو برره : يكي به من بگه من چرا تو اين خراب شده موندم . فكر كنم مردم اينجا هم سيصد بار اينو گفتن . هر سال كه مي يايم گرم تر مي شه . حالا بزار تعريف كنم اين چند روز كه آپ نكردم زنده نبودم . يعني انقدر رو اعصابم جفت پا رفتن كه ديگه ............... يادم رفت بگم . اين چند روز عموم اينا اومده بودن خونه مون با زلزله (پسر عموم) . اسمش عرفانه . انقدر انرژي زياد داره كه يه جا بند نمي شه . يهو ديدي از ديوار بالا مي ره . البته دست خودش نيس ولي يه هوشي داره كه همه توش موندن . حافظه اش هم خيلي خوبه . 20 گيگابايته . ! بدبختي اينه كه نقطه ضعف هم نداره كه ساكتش كني .از هيچي هم نمي ترسه حتي اگه بخواي مار و عقرب رو تو دستش نگه مي داره . هرچي كه مي بينه مي خواد اسباب بازي هايي كه تازه مي خره 2ساعت بيشتر سالم نمي مونن . كافيه يه جا كامپيوتر ببينه خونه رو رو سرش مي زاره . من هم حسسسسسساس .............جونم به كامپيوتر بسته اس . هر وقت هم چيزي مي خواد بهش نمي دن تيك عصبي مي گيره هي نشسته كمرشو خم و راست مي كنه . حال نشسته رو مبل داره تيك عصبي مي زنه بعد از 5 دقيقه مي بيني مبل رفته 3 متر اون ور تر ....... بعد اعصاب بابام هم خورد ميشه به من ميگه اينو ببر يه جا مشغولش كن مي گم مگه تلفنه كه مشغولش كنم بازي اكشن پسرونه ندارم كه بزارم بازي كنه .( خالي بستم ) . بابام هم پا ميشه ميره بازي اكشن 17 سال به بالا مي خره . مي گم بابا اين چيه ؟ ميگه بزار بمونه توش گير كنه نياد اين قدر سر و صدا كنه . حالا رفته بازي ميكنه داد و فرياد : اين بازي دشمن نداره من كيو بكشم ؟ آخه بيچاره دست خودش نيست رفتن دكتر گفته بايد يه كم سنش بره بالا الان فقط 4 سالشه . بعضي وقتا بيكار ميشه مي بيني نشسته يهو رفتارش 360 درجه تغيير مي كنه انگار كنترل خودشو نداره انگار اصلا خودش نيست چنان شيطون ميشه كه كسي نمي تونه جلو شو بگيره هرچي مي بينه خراب مي كنه . يه بار از لج من رفت مانتومو گاز گرفت . يه بار هم همه غذاي تو بشقابشو رو فرش خالي كرد . بعد دوباره به حالت عادي در اومد انگار نه انگار كار بدي كرده باشه آروم مي شد . حالا با اين وعض قفل اتاق من خراب بود نمي تونستم آپ كنم .بعدش هم قرار شد با عموم اينا بريم خوزستان كه ديگه هيچي .......... تمام دست و پاي عموم و زن عموم از مشت و لگد عرفان كبود و سبز شده بود . مثلا وسط جاده ياسوج كه خطري بود يهو مي پريد بغل عموم موهاشو مي كشيد . تو اين وضع من فكر مي كردم تو ماشين آروم ميشه كتاب آورده بودم شاهنامه بخونم هيچي مگه گذاشت بخونم ! وقتي رسيدم خونه مادربزرگم نفس راحت كشيدم ديگه حتي وقتي اسمشو مي يارن حالم گرفته ميشه .تازه فقط 6 روز خونمون بودن . دلم براي عموم اينا مي سوزه خيلي اعصابشون داغون ميشه ولي عموم به شوخي ميگه بزار بره تو طبيعت شايد باد ببرتش راحت شيم از دستش . آخه رفته بودن طالقان باد شديدي هم مي يومد . راستي يادم رفت بگم . وااااااااااااااي ....... تو همين سفر مون به طالقان دوربينم گم شد تمام عكسام هم توش بود . دوستام مي گن برو كه معروف شدي فردا عكساتو ملت بلوتوث مي كنن ولي من وقتي يادم مي يوفته خنده م مي گيره نمي دونم چرا ....... شايد همين دور و برا باشه وگرنه اگه اين طور نبود از نگراني مي مردم . دعا كنين پيدا بشه لااقل از متلك هاي دوستام راحت بشم . ![]()
نوشته شده توسط تینا در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 ساعت 21:23 موضوع | لینک ثابت
ووووووووووووای عجب افتتاحیه توپی بود ها
. من هم زمان هم از کانال 3 می دیدم هم از کانال الشرقیه . خیلی عالی بود حالا یه جوری تعریف می کنم انگار خودم اونجا بودم
. ولی خداییش خیلی ایران ضایع شد . داشتیم می دیدیم از شبکه الشرقیه که یه دفه یه داف چینی
اومد وسط واسه رقص می دونین که تلویزیون ایران با چند ثانیه تاخیر سانسور می کنه
. هیچی اینا مثل اینکه حواسشون نبوده یهو خانمه با لباس ناجور می یاد می رقصه و اینا دیر سانسور می کنن . یه لحظه مجریه موند
. اه این چیه .؟ من که غش کردم از خنده
مثل این بود که معجزه ای رخ داده باشه .
نوشته شده توسط تینا در جمعه هجدهم مرداد 1387 ساعت 21:10 موضوع | لینک ثابت
می دونستین بازیگر نقش ولدمورت (توی هری پاتر ) رالف فاینس رو می گم . از کجا آوردن ؟ رالف فاینس تو کارنامه اش توی فیلم فهرست شیندلر نقش خیلی اکشنی رو بازی کرده . نقش یه فرمانده آلمانی زمان جنگ جهانی دوم رو داره . اسم فرمانده آمونه . این یارو تو اردوگاه کشتار یهودیا ست . بعضی وقتا همینطوری بی دلیل هرکی از کنارش رد می شه رو می کشه
. بعد از صبحانه تفریحش اینه که یا اسلحه دوربین دار یهودیا رو هدف قرار بده و بترسونه و در آخر بکشه . ولی تو این فیلم بعضی وقتا خیلی خوشگل میشه مثل ولدمورت نیست که کچل باشه و بینی نداشته باشه . خیلی جالبه که ولدمورت رو به جای یه فرمانده آلمانی ببینین . مثل این می مونه که جوونی هاش باشه . ولی خداییش خیلی اکشن شده ها
! !! بهتون توصیه می کنم این فیلم رو دوبله ببینین چون خیلی تند حرف می زنن نمی شه زیر نویسشو خواند . ولی عجب چیزی بود ها من خودم شانسی فیلم رو دیدم نمی دونستم رالف فاینس توشه کم کم شک کردم گفتم اه ه ه ه ه این یارو چه قیافه آشنایی داره بعد اسمشو تو لیست خوندم کف کردم
. صداش اصلا مثل صدای ولدمورت نیست . ! ! !
نوشته شده توسط تینا در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 ساعت 20:8 موضوع | لینک ثابت
سلام بچه ها خوفین ؟ وای من دیشب تیزر تبلیغاتی فیلم هری پاتر 6 رو دیدم . کانال وی او ای( صدای آمریکا) گذاشته بودش خیلی باحال بود دنیل چه قدر ناز شده![]()
یه صحنه ای هم از جینی گذاشته بود که ربدوشامبل سفید پوشیده بود و یهو یه چیزی ( چوبدستیش فکر کنم ) از دستش می یوفته فقط دلم می خواد مالفوی رو ببینم . ![]()
![]()
نوشته شده توسط تینا در پنجشنبه دهم مرداد 1387 ساعت 15:55 موضوع | لینک ثابت
سلام خوفین ؟ چه خبر ؟ من خیلی دلم واسه امتحانات تنگ شده آخه انقدر تو تقلب کردن استاد بودیم که دیگه واسمون شده بود یه تفریح . یه بار سر امتحان تاریخ آخر ترم من و نیروانا با هم تقلب می کردیم نیروانا پشت من نشسته بود دبیر مراقبمون هم خر بود من همین جور داشتم با نیرونا مشورت می کردم یهو جواب یه سوال اشتباهی از دهنم پرید بیرون سوتی دادم یادم نمی یاد چی گفتم ولی خیلی خنده دار بود نیروانا نتونست جلو خودشو بگیره زد زیر خنده هر هر هر من هم از این حرکت ناگهانی شوکه شدم دو متر پریدم بالا و سیخ نشستم نیرونا بیشتر خندید . مراقبمون که تقریبا خوابش برده بود پرید بهمون : چه خبره ؟ چی شده ؟ نیروانا به دروغ گفت هیچی داشت دستشو میاورد بالا که از شما سوال بپرسه دستش رفت تو چشش . منظورنیروانا من بودم . من هم برا این که ضایع نشه چشمم رو گرفتم . خیلی خنده بود تو این جور مواقع مغزمون خیلی تند کار می کنه و بهونه تراشی می کنه یه بار هم که امتحان آخر ترم حرفه داشتیم . پشت خط کش نیروانا می نوشتیم جوابارو نیروانا خط کشو جا گذاشته بود ما هم از 12 درس فقط 4 درسو خونده بودیم . هیچی دیگه عین جت جا ی مداد نوکی یکی از بچه هارو گرفتم توش کاغذ گذاشتم بعد نیروانا کاغذو داد به یکی برامون همه جوابارو نوشت ولی یه ضایع بازی این وسط شد یه سوالی جوابش می شد سوسک چوب خوار نیروانا بد خط نوشته بود من فکر کردم نوشته سوسک خار این اشتباهو کردم ولی جالبه که هیچکس نفهمید من نمی دونم این تصحیح کننده ها چشم دارن یا نه 5 نفر برگه های امتحان نهایی رو صحیح می کنن . حتما فکر کردن هول شدم چند حرف رو جا گذاشتم .![]()
نوشته شده توسط تینا در سه شنبه هشتم مرداد 1387 ساعت 17:3 موضوع | لینک ثابت
سلام چهخبر ؟ امروز می خوام بدترین معلمی رو که تا حالا داشتم رو معرفی کنم اسمش رو هم می گم . عمدی هم می گم اسم کوچیکشو یادم نیست ولی فامیلش میزانی بود . این میزانی معلم تاریخ اجتماعی جغرافی سوم راهنمایی ما بود قدرت آروم کردن کلاس رو نداشت هرچی داد می زد بچه ها خر هم حسابش نمی کردن در صورتی که یکی از معلم های باحالمون خانم فرخ نیا با یه نگاه می تونست کلاس رو ساکت کنه . حالا میزانی بچه ها ساکت نمی شدن می گفت من درس نمی دم مگه این ساکت باشین باز بچه ها ساکت نمی شدن چون انقدر بد درس می داد که هیچ کس بهش گوش نمی کرد . بعد می گفت سوالای درس رو هم بهتون نمی دم باز بچه ها حرف می زدن چون اصلا سوال ندادن میزانی برامون اهمیتی نداشت می رفتیم از کلاسای دیگه می گرفتیم . دیگه اون روی سگش که بالا می اومد می گفت هرکی یه کلمه حرف بزنه براش منفی می زارم . این دفه همه ساکت شدن . حالا وسط سوال دادن یه بار من از مهسا پاک کن خواستم . گفتش شما میز چهارم چرا حرف می زنی ؟ الان یه 0 بزارم حالت جا می یاد . 0 رو گذاشت من هم بهش پوزخند زدم . اخم کرد . کلاس که تموم شد رفتم پیش مدیر ازش شکایت کردم مدیر گفت با این یکی بدو نکنین که مشکل داره خیلی ها ازش شاکی هستن ما مجبوریم نگهش داریم چون معلم برا این درس دیگه نداریم سعی کنین بهونه دستش ندین . چند ماه بعد یکی از دوستام سرش درد می کرد می خواست بخوابه . سرش رو گذاشت رو پای یکی از بچه ها . میزانی دید . یه دعوایی راه انداخت که نگو . فلانی یعنی چی که این کارو کردی ؟ مگه اینجا رخت خوابه خجالت بکش الان یه 0 برات می زارم خیلی داری شیطنت می کنی . نماینده پاشو این فلانی رو ببر پیش ناظم تا حساب کار دستش بیاد که دیکه روی کسی نخوابه . اینو که گفت همه خندیدن یه لحظه فهمید چی گفته سرخ شد گفت خفه شین ! یعنی چی ؟ انقدر ضایع شد که تا دو همفته همه ازش می خندیدن خبر تو مدرسه پخش شده بود . حالا که سال تموم شده از دستش راحت شدیم از یکی از بچه های اول راهنمایی شنیدم که سوالای امتحان آخر ترم رو فروخته انقدر حال کردم آخه خیلی خره رفته سوالارو به یه نفر ارزون فروخته اون یه نفر هم برداشته سوالارو برا همه اولا کپی کرده همه 20 شدن .![]()
![]()
نوشته شده توسط تینا در یکشنبه ششم مرداد 1387 ساعت 20:4 موضوع | لینک ثابت
سلام خوفین ؟ این مدت که آپ نکردم مسافرت بودیم . خیلی دلم واسه وبلاگ بازی تنگ شد .
نوشته شده توسط تینا در یکشنبه ششم مرداد 1387 ساعت 17:44 موضوع | لینک ثابت
سلام خوفین ؟ چه خبرا ؟ من که دارم می میرم بازی مورد علاقه من جی تی ای 5 تو کامپیوترم نمی یاد ( نه که قبلا می یومد ! ) گرافیکش نمی خوره گرافیک کامپیوتر من مخصوص فیلم و تدوین و این حرفاس یه گرافیک دیگه گرفتم ولی به سیستم نخورد حالا دوباره گرافیکشو بردم عوض کنن دارم دیوونه میشم یه ماه از تابستون گذشته و من جی تی ای 5 رو بازی نکردم شاید باورتون نشه ولی تو خرداد ماه یه روز قبل از امتحان ریاضی جی تی ای 4 رو تموم کردم از اون موقع تا حالا منتظرم آخه جی تی ای خیلی اعتیاد آوره . راستی یادتونه فیلم بیل را بکش رو معرفی کرده بودم ؟ تو یه مجله خوندم که جزو یکی از فیلم هایی شده که باید قبل از مرگ ببینین شرک هم همین طور + ارباب حلقه ها و فیلم هزارتوی پن . هزار توی پن داستان یه پرنسس است که زیر زمین زندگی می کنه و دوست داره بیاد روی زمین پیش انسان ها آخرش هم میاد و نور خورشید باعث میشه کور بشه و کم کم بمیره چند سال بعد روح دختره دوباره تو یه جسم دیگه و یه جای دیگه تو بدن یه انسان به وجود می یاد و ماجرا های دیگه ای براش پیش می یاد . این فیلم از اون فیلمای علمی تخیلی نیست یه فیلم شاهکاره و صحنه های اکشنش خیلی خفنه این هم جزو فیلم هاییه که قبل از مرگ باید ببینین موزیک فیلم هم خیلی عالیه . راستی تماشاگرا بعد از دیدن این فیلم به مدت 20 دقیقه کف زدن باورتون میشه ؟ 20 دقیقه .!! درباره نسوخ هم که می دونین یعنی روح انسان ها چندین بار به دنیا می یاد و هر بار هم تو بدن افراد مختلف و تو مکان های مختلف اگه به این سایت که می گم برین نشون می ده که روح شما قبلا تو بدن چه کسی بوده و شخصیت قبلی تون چه جوری بوده برای من درست دراومد . نوشته بود من قبلا یا دریانورد بودم یا جادوگر ( با توجه به این که من به جک اسپارو .و هری پاتر علاقه زیادی دارم معلومه از اون موقع تاثیر گرفتم ) برای این که بفهمین قبلا چه کسی بودین باید تاریخ تولدتون رو به تاریخ میلادی تبدیل کنین و به سایت بدین تا بهتون بگه چی بودین البته باید انگلیسی بلد باشین .
http://thebigview.com/pastlife
نوشته شده توسط تینا در شنبه بیست و نهم تیر 1387 ساعت 14:29 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

من تینا هستم .14 سالمه . این وبلاگ رو به معرفی فیلم و بازی + خاطراتم اختصاص دادم امیدوارم خوشتون بیاد . ایمیل من sibe_sorkh_1@yahoo.com
پسورد ایمیل : ******
فهرست اصلی
دوستان گوگولی
نوشته های گبلی
طراح قالب
POWERED BY